تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

داستان من - فصل 1

    .. ماشين تاکسی هم  ثابتبود و از پشت ماشينی به تاکسی کوبيد و سر جيمز به شيشه خورد و شيشه شکست سر جيمز را تيکه پاره کرده و او را کشت.

      

    این داستان ادامه دارد....

    ، به فکرانتقام از دزد ها بود.. يک شب او دزدی را گرفت و از او پرسيد:<< تو سوار آن تاکسی شدی؟>> و دزد گفت :<< آره ! >> و از پشت جِنو

    را زدند تا بيهوش شد. او هر دزدی را که

    می ديديد دزد را می گرفت و پايش را می شکست او چون مطمئن نبود به کارش ادامه می داد..

    داستان جنو راپس

    Jenorapes

    فصل1

    جِيمز  راپِس پدرجنو با تاکسی مسافر کشی می کرد؛  

     ناگهان دزدی سوار ماشينش شد و او را به زور اجبار کرد تا تند برود امّا نرفت تا پليس ها رسيدند و ماشين را نگه داشتند و دزد را پياده کردند و رفتند..

      جِنو وقتی بيدار شد سه تا دزد را ديد که خوابيده بودند.....

    بعد اين کار او به شهر رفت تا دزد ها را پيدا کند...

    جِنو در بد فلاکتی افتاده بود چون دست هايش بسته و تفنگ های 

    دزدان   به طرفش بود و .

    جِنو با فکر خود چاقويی که روی ميز بود را تکان داد و دست و پايش را باز کرد؛ بعد آن به سمت دزد ها رفت تا  آن ها را با چاقو بکشد امّا يک دزد او را هل داد و جِنو هم با حرکات کاراته به دزد ضربه زد.....

      جِنو پسر جِيمز که از اين واقعه بسيار ناراحت بود، از آن طرف دزدهای ديگر به او هجوم آوردند امّا جِنو با کاراته جواب داد

     و همه را زمين زد وقاتل پدرش را گرفت و از او باز جويی کرد..

      جِنو روز و شب دنبال دزد گشت.

    از آن طرف دزد های ديگر به جِنو لگد زدند و دست هايش را با 

    دستبند بستند و او را زمين انداختند.

        لباس تيره برای استتار دوخت وآن قدر تمرين کرد تا توانست با فکر خود اجسام را به کار بياندازد يا به حرکت در آورد.....
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 29 بهمن 1392 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , ,

آمار امروز یکشنبه 28 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172581
  • بازدید امروز :360575
  • بازدید داخلی :18851
  • کاربران حاضر :193
  • رباتهای جستجوگر:279
  • همه حاضرین :472

تگ های برتر